• داستان کي‌روش و رحمتي شبيه به مذاکرات ژنو - ۱۳۹۲/۰۹/۰۵
  •  

     

     

     

    داستان کي‌روش و رحمتي شبيه به مذاکرات ژنو
     

    حرکتي که سيموئز انجام داد و به تمرين استقلال با يک تبريک تولد امير اردشير قلعه‌نوعي‌ رفت حرکتي زيبا و دستي دراز شده جهت مصاحفه با سازنده اصلي تيم ملي ايران و شش ملي‌پوش استقلالي هستند، بود که بابت اين حرکت بايد به کي‌روش و دستيارانش تبريک گفت

     
    چراغ اول را سيموئز روشن کرد


    حرکتي که سيموئز انجام داد و به تمرين استقلال با يک تبريک تولد امير اردشير قلعه‌نوعي‌ رفت حرکتي زيبا و دستي دراز شده جهت مصاحفه با سازنده اصلي تيم ملي ايران و شش ملي‌پوش استقلالي هستند، بود که بابت اين حرکت بايد به کي‌روش و دستيارانش تبريک گفت و اعلام کرد که او همانقدر که محکم و استوار است، همانقدر هم در صورت لزوم دست دوستي دراز مي‌کند به ويژه آن که سيموئز سفير صلح با رحمتي هم بود! حالا کي‌روش بدون رحمتي ثابت کرده که مي‌تواند حتي خود رحمتي هم اين ماجرا را فهميده!
    کي‌روش به جام‌جهاني صعود کرد، به جام ملت‌ها نيز ايضا و حالا مي‌تواند درست‌تر و صحيح‌تر نسبت به رکورددار کلين شيت در سرزمين آريايي عکس‌العمل نشان دهد. تا قدرت افزونتري هم داشته باشد (البته دانيال داوري و رحمان احمدي عملکرد بدي نداشته‌اند) و سرمايه ايران هم تخريب و نابود نشود!
    پيش از اين و در ميان بلبشوي جام‌جهاني کي‌روش نامه‌اي تنظيم و براي رحمتي و عقيلي فرستاد که امضاء کردني نبود چرا که شخصيت حقيقي و حقوقي اين دو در آستانه نابودي با آن لغات قرار مي‌گرفت اما امروز حالا همان کي‌روش قاطع دست دوستي دراز مي‌کند تا چراغي از دور براي رحمتي جهت حضور در برزيل روشن شود.
    البته نگارنده معتقد است که اين اتفاق به راحتي رخ نخواهد داد و کي‌روش قطعا پله‌هايي براي اين صعود در نظر مي‌گيرد که بايد به نتيجه نهايي برسد اما مذاکرات کي‌روش – رحمتي که حالا شبيه به مذاکرات (1+5) شده (پاي سيموئز و قلعه‌نوعي‌ و نکونام و کفاشيان هم وسط آمده تا با خود رحمتي يک طرف ميز باشند و کي‌روش طرف ديگر) و به دور دوم رسيده است.


    با اين حال اما بر اين باور هستيم که ماجراي رحمتي بايد بر اين پايه استوار شود که:
    بازيکنان سربازهاي بي‌چون و چراي تيم‌ملي هستند و تحت هر شرايطي – هر شرايطي – بايد تابع سرمربي باشند.
    قصه رحمتي را نمي‌توان يک سويه نگريست البته؛ بله رحمتي و همه ديگران به صورت اتوبان يک طرفه بايد در خدمت تيم ملي باشند اما اين از خودگذشتگي محسوب نمي‌شود چرا که حضور در تيم ملي، در جام ملت‌ها و در جام جهاني قاعدتا براي يک بازيکن مي‌تواند مملو از درس و صعود و قدرت باشد و اعتبار!
    همين سيدمهدي رحمتي که بي‌گمان يکي از برترين دروازه‌بان‌هاي فعلي ايران محسوب مي‌شود و فوتبال را هم خوب مي‌فهمد از زماني که از تيم ملي جدا شده خودش بيشتر از همه ضرر کرده!
    او همان دروازه‌باني بود که رکورد 21 بازي کلين شيث را از خود به جا گذاشت اما امروز که در تيم ملي نيست شايد 4 يا 5 بازي را در نيم فصل بدون گل خورده سپري کرده باشد که اين يعني سقوط!
    از آن سو در تيم ملي هم خيلي اتفاقات جالبي رخ نداده و تيم ملي در 630 دقيقه بدون رحمتي بازي کردن 7 گل خورده که در مقايسه رقبا و جايگاه آنها نسبت به فوتبال ايران يک رکورد خوب محسوب نمي‌شود.
    به هر حال چراغ اول را دستيار کي‌روش روشن کرد بايد ديد مذاکرات 1+5 براي اين دروازه‌بان به کجا مي‌رسد؟ و آيا او بالاخره مفتخر به حضور در قفس توري تيم ملي ايران در برزيل مي‌شود يا اين که حرکت سيموئز توسط کي‌روش که «حق و تو» دارد، رد مي‌شود، اين مذاکرات بسيار پيچيده است؟ درست مثل مسئله مذاکرات ايران با غرب که هيچ‌کس حاضر نيست يک قدم پيش بگذارد و هر دو طرف هم کلي خط قرمز دارند!

    کي‌روش ،رحمتي ،برترين ،دروازه‌بان‌،ايران ،مذاکرات 1+5