• اگر دوباره بدنيا بيايم از نونهالان بازيکن استقلال مي‌شوم - ۱۳۹۲/۰۹/۱۲
  •  

     

     

     

     

     
    اگر دوباره بدنيا بيايم از نونهالان بازيکن استقلال مي‌شوم
     
     

    عليرضا منصوريان به مناسبت تولدش حرف‌هاي جالبي را مطرح کرد که نشان از بالا رفتن تجربيات او در همه اين سال‌ها دارد.

    به تقل از سايت رسمي باشگاه استقلال، عليرضا منصوريان در گفت‌وگويي با سايت رسمي باشگاه استقلال به مناسبت تولدش حرف‌هاي جالبي را مطرح کرد. صحبت‌هايي که نشان از بالا رفتن تجربيات او در همه اين سال‌ها دارد.

     

    *وارد چند سالگي شديد؟

    من اول بايد يک چيز را دقيق بگويم. من 17 آذر به دنيا آمده‌ام اما در شناسنامه‌‌ام تولدم 11 آذر ثبت شده است.

     

    *چرا؟

    مادرم مي‌گويد 17 آذر به دنيا آمدي اما شناسنامه‌ات را 11 آذر گرفتيم اما پدرم مي‌گويد 11 آذر به دنيا آمدي و شناسنامه‌ات را 17 آذر گرفتيم. بعد از تحقيق متوجه شدم همان 17 آذر سال 50 به دنيا آمدم.

     

    *42 ساله شديد. زمان در همه اين سال‌ها خيلي زود گذشت؟

    خيلي‌، خيلي... مي‌توانم بگويم به سرعت برق و باد اما سال 92 از همه سال‌ها تندتر گذشت.

     

    *چرا؟

    نمي‌دانم اما همه ماه‌هاي اين سال به سرعت جت‌ آمد و رفت، اما مي‌توانم بگويم از بهمن 73 که به استقلال آمدم بهترين سال‌هاي زندگي‌ام را در سال‌هاي 74، 75، 76، 77 سپري کردم. در سال 74 مرد سال فوتبال ايران شدم، سال 75 بازيکن ملي شدم و سال 76 در بازي‌هاي مقدماتي جام‌جهاني به ميدان رفتم. احساس مي‌کنم اين 4 سال مثل يک رعد و برق آمد و رفت. الان که نگاه مي‌کنم مي‌بينم 42 ساله شدم.

     

    *و اگر يک بار ديگر به دنيا بياييد چه کار مي‌کنيد؟

    من در گذشته‌ام يک اشتباه کردم اي کاش به جاي اينکه در 22 سالگي به استقلال مي‌آمدم در 17 سالگي به اين تيم آمده بودم. هميشه اين افسوس را مي‌خورم که چرا در 17 سالگي به دنبال من نيامدند که بازيکن استقلال شوم. الان اگر يک‌بار ديگر به دنيا بيايم از نونهالان به استقلال مي‌آيم. من هر چه دارم از استقلال است. از تيم محبوبم است.

     

    *اگر از 17 سالگي به استقلال مي‌آمديد چه اتفاق و تحولي در فوتبال عليرضا منصوريان صورت مي‌گرفت؟

    زمان خيلي بيشتري در استقلال بودم. در همه سال‌هايي که در استقلال تمرين کردم و بازي، رويايي‌ترين روزهاي زندگي‌ام بودند. از بهمن 73 تا خرداد 87 که از فوتبال خداحافظي کردم بهترين روزهاي عمرم را سپري کردم. فکر نمي‌کنم در زندگي طعمي شيرين‌تر از طعم روزهاي حضور در استقلال را چشيده باشم و خوشحالم که روياي 7 سالگي‌ام که حضور در استقلال بود در 23 سالگي به واقعيت تبديل شد.

    *شما با وجود اينکه چند سال است از فوتبال خداحافظي کرديد هنوز در بين هواداران استقلال محبوب هستيد. دليلش را چه مي‌دانيد؟

    من در همه روزهايي که در استقلال بودم قلبم با هواداران بود. در همه 15، 16 سالي که در استقلال بودم توانستم به هواداران بفهمانم من هم يک روز مثل آنها بودم و الان هم مثل آنها هستم.

     

    *شيرين‌ترين خاطره‌اي که طي اين همه سال داشتيد کدام است؟

    شيرين‌ترين خاطره‌ام برمي‌گردد به سال 74. وقتي در دربي توانستيم 3 بر يک برنده شويم و آن روز در زمين هر کاري توانستم انجام دادم.

     

    *و بهترين گلي که براي استقلال زديد؟

    گلي که به پاس از وسط زمين زدم. آن موقع هادي طباطبايي دروازه‌بان پاس بود و من از وسط زمين براي استقلال گل زدم.

    البته يک گل خيلي قشنگ هم به صنعت نفت زده بودم که هيچ عکسي از آن گل وجود ندارد. يک قيچي‌برگردان از وسط زمين به صنعت‌نفت زدم اما تنها عکاس آن بازي عکس‌هايش پاک شده بود تا هيچ اثري از اين گل باقي نماند.

     

    *و خاطره‌اي تلخ که در ذهن شما باقي مانده است؟

    روزي که از استقلال خداحافظي کردم بدترين روز زندگي‌ام بود و هر چه الان از آن روز مي‌گذرد تلخي آن را بيشتر احساس مي‌کنم.

     

    *بهترين هديه‌اي که گرفتيد چه بوده؟

    يک سال که بازيکن استقلال بودم با دکتر نوروزي به يک مرکز خيريه در صومعه‌سرا رفتيم. آنجا از بچه‌هاي بي‌سرپرست نگهداري مي‌شد. يک نفر بود که به دليل مشکلاتي که برايش به وجود آمده بود در بهزيستي زندگي مي‌کرد و مشکل معلوليت هم داشت. اين فرد به شدت طرفدار استقلال و من بود. با دست خودش يک عروسک بافتني که شماره 10 روي پيراهنش بود را بافته بود و هيچ‌وقت هم فکرش را نمي‌کرد که من يک روز به آن بهزيستي بروم. عروسک بافتني آن که شماره 10 بود بهترين هديه زندگي من بود و شايد حتي براي من بهتر و زيباتر از دريافت عنوان مرد سال فوتبال ايران بود.

     

    *الان در سن 42 سالگي چه آرزوي ورزشي داريد؟

    اول اينکه هميشه از خدا سلامتي مي‌خواهم و آبرو اما دوست دارم اگر روزي به استقلال آمدم در دنياي مربيگري آن چيزهايي را که در دنياي بازيگري نتوانستم در استقلال به آن دست پيدا کنم را به دست بياورم.

    *شما به عنوان کاپيتان و مرد محبوب هواداران استقلال براي اين تيم بازي کرديد. با اين شرايط به نظر نمي‌رسد در زمان فوتبال بازي کردن‌تان آرزوهايي هم باقي مانده باشد؟

    اين حرف را نمي‌توانم الان به شما بگويم اما در آينده متوجه خواهيد شد که من چه مي‌خواهم.

     

    *خانواده هميشه تولدتان را مي‌گيرند؟

    تولد که نمي‌شود گفت، اما هميشه يک کيک را برايم مي‌گيرند. پسر و پدرم هميشه باني برگزاري تولد براي من هستند.

     

    *يک پيراهن که روي آن عدد 10 نوشته شده هميشه از سوي هواداران استقلال روي سکو پهن مي‌شد. چقدر آن پيراهن را دوست داريد؟

    واقعيت اين پيراهن سورپرايز ليدرهاي شرق تهران براي من بود که به خودم هم نگفته بودند اما به يکباره در بازي استقلال آن را روي سکوها پهن‌کردند. اين پيراهن نزديک به 300 متر است و مي‌توانم بگويم با ديدن آن سورپرايز شدم.

     

    *چه صحبتي با هواداران استقلال داريد؟

    از همه هواداران استقلال که روز تولدم را تبريک گفتند تشکر مي‌کنم و خيلي خوشحالم که امروز با آنها صحبت کردم، چند وقتي بود که مدام هر مصاحبه‌اي با من مي‌شد در حال و هواي تيم‌ملي بود و واقعاً خيلي دلم براي هواداران استقلال تنگ شده بود، اما الان که با هواداران استقلال حرف‌هايم را مطرح کردم احساس خيلي خوبي دارم و براي همه آنها آرزوي موفقيت دارم و دوست دارم مثل سال‌هاي حضورم در زمين براي استقلال، در کنار آنها باشم.

     

     
    استقلال - عليرضا منصوريان - تولد - فوتبال