• خصوصي‌سازي زير سايه سياست؟ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۹
  •  

     

     

     

     

     
    خصوصي‌سازي زير سايه سياست؟
     

     

    فرشاد كاس نژاد
    دو گزين‌گويه از گزارش 100 روز آغازين دولت، راه را پيش روي ورزش روشن مي‌كند، همان راهي كه بن‌بست به‌نظر مي‌رسد و دولت‌هاي پيشين هرگز در آن يك قدم فراتر از وعده برنداشتند. رييس جمهوري از كاهش تصدي‌گري دولت و البته برداشتن سايه سياست از ورزش گفت و اين دو نكته، حرف‌هاي كاربردي‌تري است در مقايسه با وعده يكباره خصوصي‌سازي استقلال و پرسپوليس كه با ادبياتي پوپوليستي واگذاري آنها به مردم نيز تكمله‌اش مي‌شد.
    سايه سياست همان سايه‌اي است كه درهاي درآمدزايي را به روي فوتبال مي‌بندد، سايه‌اي كه رغبت را از بخش خصوصي مشتاق براي بيزينس در ورزش مي‌گيرد، سايه‌اي كه تلويزيون را صاحب قدرتي عجيب مي‌كند و مهم‌ترين راه كسب درآمد باشگاه‌ها در فضايي رقابتي به آنها نمي‌رسد. بدون رقابت، با نرخي كه صدا و سيما تعيين‌كننده اول و آخرش است و فدراسيون فوتبال فقط خيال مي‌كند كه چانه‌زني‌اش ثمره‌اي داشته است. فوتبال به اولين حقوق خود نمي‌رسد و در قيمت‌گذاري نمايش خود هيچ‌كاره است.
    خصوصي‌سازي استقلال و پرسپوليس زير اين سايه كه رييس جمهور آن را سايه سياست مي‌خواند، ديگر چگونه ممكن است يا اگر ممكن باشد آيا بخش خصوصي را سرانجام نااميد نخواهد كرد؟
    برداشتن سايه سياست فقط در برگزاري مجمع فدراسيون‌ها كافي نيست. اين ابتدايي‌ترين حق ورزش است كه مجامع فدراسيون‌هايش بدون دخالت‌هاي بيروني و براساس استانداردهاي بين‌المللي برگزار شود. حقوق ورزش اما در چندين موضوع ديگر ناديده گرفته مي‌شود و سياست اجازه دستيابي به آن را نمي‌دهد.
    سياست ساليان سال، خصوصي‌سازي در فوتبال را با دست پيش كشيده و با پا پس زده است. هميشه حرف و باز هم حرف، بدون قدمي به سوي پرداخت حقوق فوتبال. صدا و سيما تا روزي كه رقيبي براي خود نبيند، بي‌ترديد در پرداخت مطالبات باشگاه‌ها رفتارش را تغيير نمي‌دهد و مهم‌تر اينكه صدا و سيما تا روزي كه بي‌رقيب باشد براي درآمدزايي از پخش مستقيم بازي‌ها و برنامه‌سازي در حوزه ورزش به درآمدزايي خلاقانه فكر نمي‌كند.
    فوتبال در چنين منگنه‌اي، زيان‌آور توصيف مي‌شود و باشگاه‌ها را در فوتبال ايران بنگاه‌هاي اقتصادي ورشكسته مي‌دانيم اما اين باشگاه‌ها به‌خصوص آنها كه مردماني را مجذوب خود كرده‌اند، هر يك مي‌توانند بنگاه‌هاي اقتصادي سودآوري باشند، از استقلال و پرسپوليس تا تراكتورسازي، ملوان، سپاهان، داماش و حتي آرارات، نفت آبادان، نساجي قائمشهر، استقلال اهواز و تيم‌هايي از اين دست، تيم‌هايي كه دولت‌ها خيال مي‌كنند صاحبش هستند اما اعتبارشان را از مردم وام گرفته‌اند.
    ديروز اميدوار رضايي، عضو سابق هيات‌مديره باشگاه استقلال از جلسه كارگروه ويژه براي واگذاري باشگاه‌هاي دولتي به بخش خصوصي در دفتر وزير ورزش خبر داد. قرار شده استقلال و پرسپوليس حسابرسي‌هاي رسمي خود را به وزارت ورزش ارائه كنند و پس از طرح در مجمع، آن را به سازمان خصوصي‌سازي برسانند.
    پيش‌ترها وقتي صالحي اميري سرپرست وزارت ورزش بود، از مهلت يكماهه و ارائه 4 راهكار براي خصوصي‌سازي استقلال و پرسپوليس حرف مي‌زد. در اين ميان اما هيچ‌كس نمي‌داند منظور از خصوصي‌سازي استقلال و پرسپوليس چيست. واگذاري سهام اين باشگاه‌ها از كدام راه مقدور است و آيا واقعا دولت در اين زمينه نيز به كاهش تصدي‌گري خود فكر مي‌كند و حتي مي‌خواهد سايه سياست را اينجا نيز از سر ورزش بردارد؟
    در سال‌هاي اخير تيم‌هاي دولتي مثل سپاهان، فولاد و ... ادعاي خصوصي شدن دارند. ثبت يك هيات‌مديره و تجاري‌سازي باشگاه‌ها در فوتبال ايران، خصوصي‌سازي معنا شده و حتي با ارائه همين مدارك به AFC صاحب امتيازهايي مثل دريافت سهميه بيشتر در ليگ قهرمانان آسيا شده‌ايم اما بعيد است خودمان نيز خصوصي شدن اين باشگاه‌ها را باور كرده باشيم! آيا منظور از خصوصي‌سازي اتفاقي مشابه همان چيزي است كه در باشگاه‌هاي دولتي ديگر رخ داده است؟
    براي خصوصي‌سازي اول بايد درهاي درآمدزايي را باز كرد. بخش خصوصي در اين فضاي بسته چگونه مي‌تواند سرمايه‌اش را به ورزش بياورد. بخش خصوصي هيچ‌گاه به سبك دولت تيمداري نمي‌كند، هيچ‌گاه در هر فصل 30-20 ميليارد از سرمايه‌اش را به باد نمي‌دهد، مگر آنكه منظور از بخش خصوصي حسين هدايتي باشد يا هلدينگ سورينت و هلدينگ اميرمنصور آريا! يكي هرگز هيچ‌كس به انگيزه‌هايش پي نمي‌برد، يكي امتياز تيمي بي‌تماشاگر را در تهران مي‌خرد و براي سكوهاي خالي تيمداري مي‌كند و ديگري هم كه تكليفش و انگيزه‌اش با اختلاس 3 هزار ميلياردي روشن شده است!
    درهاي درآمدزايي را بايد به روي فوتبال باز كرد و آنگاه بخش خصوصي خود پيشقدم مي‌شود براي سرمايه‌گذاري در ورزش اما پشت درهاي بسته درآمدزايي و زير سايه سياست، اگر بخش خصوصي وارد اين كارزار شود، رانت‌هايي به چشمش آمده و فوتبال برايش وسيله است، هدف فعاليت اقتصادي در حوزه ورزش به سر هيچ سرمايه‌گذاري نمي‌زند.
    براي كاهش تصدي‌گري دولت در ورزش، بايد سايه سياست را برداشت، بايد ورزش را از زير سايه سياست نجات داد، همان نكته‌اي كه از گزين‌گويه‌هاي رييس جمهور بود

     

     

     

    سياست در ورزش-خصوصي‌سازي-رييس جمهوري- روحانی