• من نيکبخت نمي‌شوم، نيکبخت خوشگل بود - ۱۳۹۲/۱۰/۱۱
  •   

     

     

     

     

    من نيکبخت نمي‌شوم، نيکبخت خوشگل بود

    علي دايي اعتبارش را از ميلياردها ثروتش دارد نه از بازي‌هايش

     
     
      

     

     

    مصاحبه متفاوت پيام صادقيان ستاره اين روزهاي پرسپوليس را با هفته نامه تماشاگر بخوانيد:

     

    امروز از ساعتي که بيدار شدي تا الان چکار کردي؟

    امروز تمرين بودم ديگه. ساعت 10صبح تمرين داشتيم، بعدش هم آمدم خانه و ناهار و... بعد هم که شما آمديد.

     

    روزهايي که تمرين نداشته باشي کي بيدار مي‌شوي؟

    ساعت دوازده... يک... خلاصه ظهر!

    روزهايت چطور مي‌گذرند معمولا؟ از مشغله‌ها و سرگرمي‌هايت بگو.

    معمولا اگر تمرين نداشته باشم توي خانه‌ام. خيلي به‌ندرت از خانه مي‌روم بيرون، يعني ديگر چطور بشود که بروم بيرون از خانه. خيلي که حوصله‌مان سر برود با بچه‌ها يک دور کوچولويي مي‌زنيم بيرون. رستوراني مي‌رويم، آبميوه‌اي مي‌خوريم، بعد دوباره سريع برمي‌گرديم خانه.

     

    چرا اين‌قدر از بيرون فراري هستي؟

    بيرون رفتن را نيستم! کلا نيستم! از ترافيک و شلوغي و اين چيزها فراري‌ام.

     

    پيام؛ بين فوتباليست‌هاي ايراني کدام بازيکن را خيلي قبول داري؟

    کسي که هم اخلاقي خوب باشد هم فوتبالي... قاسم حدادي‌فر. قاسم از همه نظر عالي است. فوق‌العاده است، فوق‌العاده.

     

    با اين حساب خيلي دوست داشتي او هم پرسپوليسي شود؟ که نشد.

    آره... اگر مي‌آمد عالي مي‌شد. اين‌جور برايت بگويم که اگر قاسم آمده بود الان کل تيم يک جور ديگري بود. اصلا کيف مي‌کني وقتي کنارش بازي مي‌کني.

     

    کوچک‌تر که بودي و فوتبال را پاي تلويزيون دنبال مي‌کردي ستاره محبوبت کي بود؟

    علي کريمي.

     

    که الان داري سر جاي او بازي مي‌کني! تا حالا کنار کريمي بازي نکردي، نه؟

    نه. تا به حال پيش نيامده کنارش بازي کنم.

     

    دوست داري برگردد پرسپوليس؟

    بله. خيلي.

    البته يک‌جورهايي رفتن او به نفع تو شده. اگر کريمي بود جاي تو کمي تنگ مي‌شد.

    الان هم جايم چندان باز نيست! کلي بازيکن مدعي در پرسپوليس هست.

     

    با اين همسايه‌ات هم خوبي؟ سيدصالحي؟

    آره. با سيد مي‌روم تمرين و مي‌آيم.

     

    بين استقلالي‌هاچطور؟ با کدام‌شان رفيقي؟

    با آن‌ها هم بد نيستم. بين استقلالي‌هاي الان که نمي‌توانم بگويم با کي بيشتر رفيقم ولي بين استقلالي‌هاي سابق با مهدي اميرآبادي.

     

    ميانه‌ات با جواد نکونام چطور است؟ همچنان معتقدي دعوت نشدنت به تيم‌ملي ربطي به او ندارد؟

    خيلي‌ها مي‌گويند که دعوت نشدنم به‌خاطر همان خطاست. هر کس مرا مي‌بيند همين را مي‌گويد. مي‌گويند وقتي داري اين همه خوب کار مي‌کني چه دليل ديگري مي‌تواند داشته باشد که دعوت نشوي! ولي من واقعا فکر نمي‌کنم ربطي به آقاجواد داشته باشد.

     

    قبل از اين ماجرا چند بار به تيم‌ملي دعوت شده بودي؟

    براي غرب آسيا (کويت) دعوت شدم که دو بازي فيکس بازي کردم و يک بازي هم 45دقيقه. دو بازي دوستانه هم جلوي دو تيم آفريقايي بازي کردم.

     

    اصلا به نظرت نکونام اين‌قدر روي كرش نفوذ دارد که مثلا جلوي دعوت تو را بگيرد؟

    والا مي‌گويند خيلي با كرش رفيق است. من که نبودم ببينم، دارم شنيده‌ها را مي‌گويم. مي‌گويند رابطه‌اش با كرش خيلي صميمي است.

     

    به بازي در اروپا هم فکر مي‌کني؟

    صددرصد.

     

    کدام کشور؟ کدام تيم؟

    آلمان. خيلي دوست دارم بروم دورتموند.

    قرارداد ببند دو ميليارد؛

    700تا هم دستت را نمي‌گيرد!

    پيام؛ مردمي که زندگي امثال تو را از بيرون مي‌بينند طبعا فکر مي‌کنند خيلي خوشبختي. تيم بزرگ، شهرت، پول، محبوبيت و...

    ...دقيقا ...دقيقاالان به قول شما همه فکر مي‌کنند ما اوضاع‌مان خيلي خوب است و همه چيزمان روبه‌راه و توي تيم مطرح داريم پول پارو مي‌کنيم و...

     

    پارو نمي‌کنيد؟

    نه! اين‌طوري‌ها هم نيست. واقعا اين‌طوري نيست. شما برو قرارداد ببند 2ميليارد، چه فايده؟ وقتي که پول نيست خيلي هنر کني 700تا دستت را مي‌گيرد در کل فصل.

     

    شماره تلفن‌ات هم افتاده دست هوادارها که بهت زنگ بزنند؟

    يکي از شماره‌ها افتاده بود که زنگ مي‌زدند. من هم خاموشش کردم.

     

    چه چيز‌هايي مي‌گفتند؟ تماس جالبي بوده که يادت مانده باشد؟

    يکي زنگ زده بود مي‌گفت چرا اين‌قدر تکروي مي‌کني؟ پاس بده بابا!

     

    بد هم نگفته خدايي! تکروي مي‌کني ديگر... قبول نداري؟

    من تکروي مي‌کنم ولي اختتاميه‌اش ختم مي‌شود به يک پاس خوب. پاس گل مي‌دهم.

    تو هم جزو همان‌هايي هستي که مي‌گويند از بچگي پرسپوليسي بوده‌اند؟!

    نه بابا... دروغ چرا؟ توي دوران بچگي نه پرسپوليسي بودم نه استقلالي. برايم هيچ فرقي نمي‌کردند. اصلا مهم نبودند. اما الان ديگر پرسپوليسي‌ام.

     

    شايد هم تراکتوري بودي؟

    نه.

     

    کلا انگار خيلي دلت مي‌خواهد که توي چشم باشي و مثل نقش اول‌ها رفتار کني. اول فصل که تازه آمده بودي پرسپوليس راه‌به‌راه با روزنامه‌ها مصاحبه مي‌کردي! يه جايي هم گفته بودي به من بگوييد «نيمار آسيا»!

    خب دليلش اين بود که زنگ مي‌زدند مصاحبه کنند من هم مصاحبه مي‌کردم! بعد هم از خودم که لقب درنياوردم. جايي هم نگفتم به من بگوييد نيمار! اين را هوادارها گفته بودند، من هم در مصاحبه گفتم که اين را گفته‌اند.

    خب... برويم سراغ بحث شيرين حاشيه‌ها! از همين خبر آخري شروع کنيم. واقعا رويانيان سرزده آمده بود خانه تو؟

    نه بابا. سرزده که نبود. شب قبلش راجع به يک موضوعي با هم صحبت مي‌کرديم، يک کاري با هم داشتيم که گفت فردا بيايم خانه‌ات صحبت کنيم؟ گفتم آره بيا. فردايش آمد صحبت کرديم و حل شد. بعدش هم از اين‌جا رفت خانه نيلسون. خانه خيلي از بچه‌ها سر زد. ولي چون پيام صادقيان سال اولي است که آمده و جوان است و اسم در کرده، اين حرف‌ها درمي‌آيد. وگرنه چرا خانه نيلسون رفته کسي چيزي نمي‌گويد؟

    شايد به‌خاطر اين‌که نيلسون متاهل است و هيچ وصله‌اي به او نمي‌چسبد!

    او که همسرش اين‌جا نيست خيلي وقت‌ها.

    توي خبرها زده بودند يک خانم بازيگر هم توي اين ساختمان هست که همين حاشيه‌ها را پررنگ‌تر کرده بود...

    اصلا من نمي‌دانم اين خبرها را چه کساني تنظيم مي‌کنند. اتفاقا توي اين ساختمان دو، سه بازيگر زن هست نه يکي. ولي چه ربطي به موضوع دارد؟ خانم [...] همسايه روبه‌رويي ماست که فقط يکي، دو بار همديگر را توي راهرو ديده‌ايم و سلام و عليکي کرده‌ايم. آن دو نفر ديگر هم طبقه بالا هستند و من حتي اسم‌شان را هم درست بلد نيستم.

     

    آن‌ها تو را مي‌شناسند؟ مي‌دانند بازيکن پرسپوليسي؟

    بله.

     

    کميته منشور اخلاقي احضارت کرده تا حالا؟

    بله، بعد از بازي پرسپوليس- استقلال آقاي عليپور ما را احضار کرد رفتيم کميته انضباطي و تذکر دادند که مدل موي‌تان مناسب نيست.

     

    غير از تو بازيکن ديگري هم احضار شده بود؟

    من بودم و ميثم حسيني.

     

    حالا موها را چه مدلي زده بوديد؟

    مدل خاصي نبود. همين که بغل‌ها را سفيد کرده بوديم گير دادند. گفتند شما الگوي جوان‌ها هستيد.

     

    بعد از تذکر اصلاحش کرديد؟

    نه، همان‌طور ماند کسي هم چيزي نگفت.

     

    کلا از آن جوان‌هايي هستي که خيلي به تيپ و لباس و آرايش مو اهميت مي‌دهند؟

    بله. هستم.

     

    چند روز يک بار مي‌روي آرايشگاه؟

    هفته‌اي يک بار.

     

    فقط پيش آرايشگر مخصوص خودت مي‌روي يا ممکن است توي اردوها از آرايشگاه هتل هم استفاده کني؟

    نه، فقط آرايشگر خودم.

     

    اصفهان هم که بودي آرايشگر خودت را داشتي؟

    بله.

     

    براي کفش و لباست ماهانه چقدر هزينه مي‌کني؟

    دقيق که نمي‌شود گفت. کم و زياد دارد.

     

    ميانگين؟

    حدودا ماهي 7، 8، 10 ميليون مي‌شود. گاهي هم 15ميليون. بستگي دارد چه بخواهم بخرم. مثلا يک ماه ممکن است ساعت بخرم که خودش 10ميليون مي‌شود. يا مثلا دو جفت کالج بخرم مي‌شود 7، 8 ميليون.

     

    ماشين‌باز هم که حتما هستي؟ زياد ماشين عوض مي‌کني؟

    بله، زياد. هميشه هم ضرر مي‌کنم.

     

    الان ماشينت چيست؟

    TOYOTA- GT قرمزرنگ. من معتقدم لباس و ماشينم بايد عالي باشد. دوست دارم چه توي بازي و چه بيرون از زمين به تيپ و قيافه‌ام برسم. هر کس هم هر چيزي مي‌خواهد بگذاريد بگويد، بالاخره شکي نيست که من دشمن هم زياد دارم. در اولين فصلي که آمدم تهران و در يک تيم بزرگ بازي مي‌کنم خدا را شکر عالي کار کردم و به‌خاطر همين شايد خيلي‌ها چشم نداشته باشند موفقيتم را ببينند. اين‌که حساسيت روي من زياد باشد و بيشتر از بقيه زير ذره‌بين باشم برايم مهم نيست. مهم اين است که فوتبال خوبي بازي مي‌کنم و هوادارها تا الان از بازي‌ام راضي بوده‌اند.

    ما بازيکني مثل نيکبخت واحدي هم داشتيم که يک زماني همين کارها را مي‌کرد و فوتبالش را هم عالي بازي مي‌کرد. ولي بالاخره همين حاشيه‌ها متنِ فوتبالش را قورت داد!

    به نظر من مورد نيکبخت فرق مي‌کرد. نيکبخت زماني توي اين فوتبال مدل مو مي‌زد که اصلا کسي نمي‌دانست مدل مو يعني چه! اما امروز من مدل مويي مي‌زنم که 90درصد جوان‌هاي جامعه دارند مي‌زنند و چيزي نيست که به‌اصطلاح «تک» باشد و از خودم در آورده باشم.

     

    مي‌خواهي بگويي او خيلي خاص‌تر و افراطي‌تر بود؟

    آره... نيکبخت يه خرده هم بر و رو داشت و خوشگل بود! بيشتر توي چشم بود.

    هيچ به اين فکر مي‌کني که يک‌وقت به سرنوشت نيکبخت و مجاهد و... دچار نشوي؟ در مورد سبک زندگي‌ات با کسي مشورت مي‌کني؟ بزرگ‌تري، راهنمايي، کسي را داري؟

    به نظر من همه چيز دست خود آدم است. به شخص آدم بستگي دارد. اسمش هم زندگي شخصي است. زندگي شخصي‌ات زندگي سالمي باشد پيشرفت مي‌کني. به قول معروف آدم زندگي خودش را بکند و آتو دست کسي ندهد موفق مي‌شود. چرا بعضي‌ها فکر مي‌کنند کسي که به تيپ و قيافه‌اش مي‌رسد حتما هدف خاصي دارد؟ کسي ريگ به کفشش باشد اصلا نيازي به اين کارها ندارد. بازيکن پرسپوليس و استقلال به ظاهر خودش هم نرسد، حتي ماشين هم نداشته باشد، آن‌قدر هستند که از سر و کولش بالا بروند! نيازي به اين حرف‌ها نيست. من فقط دوست دارم خوب بگردم. اين هم اسمش جواني است. من جوانم، الان جواني نکنم کي بکنم؟

    مي‌خواهم مولتي‌ميلياردر باشم، اشکالي دارد؟

     

    تو ترجيح مي‌دهي يک مولتي‌ميلياردر بشوي يا مثلا 100بازي ملي در کارنامه‌ات داشته باشي؟

     

    مسلما اولي را ترجيح مي‌دهم. اگر آينده مطمئني نداشته باشم 100بازي ملي را مي‌خواهم چه کار؟ شما فکر مي‌کنيد کسي به علي دايي بابت آن همه بازي و گل ملي احترام مي‌گذارد؟ نخير! او اعتبارش را از ميلياردها ثروتش دارد نه از بازي‌هايش. مجتبي محرمي مگر کم بازي ملي دارد؟ مگر کم بازيکني بوده؟ الان کجاست؟ اصلا من از خود شما مي‌پرسم. اگر يک روزنامه‌اي 20ميليون حقوق بدهد و يک جاي ديگر دوميليون اما در روزنامه دوميليوني بتوانيد مدال بهترين روزنامه‌نگار ايران را بگيريد، چکار مي‌کنيد؟ از خير حقوق 20ميليوني مي‌گذريد؟ آن مدال اين‌قدر مي‌ارزد؟

     

     

     روزنامه گل مورخ 92/10/8

     

    نيکبخت -علي دايي-پيام صادقيان-پرسپوليس- مصاحبه - پول