• دوره شما از این خبرها نبود؟ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۵
  •  

     

     

     

    دوره شما از این خبرها نبود؟




    پیام یونسی پور
    »
    من با امضای هیچ دولتی‌ای حاضر نیستم کاری را بر عهده بگیرم. مردم کسانی را که از طرف مسوولان دولتی انتخاب می‌شوند، پس می‌زنند.» این کلید قفل‌هایی است که با خواندن مصاحبه تازه محمد دادکان در ذهن‌مان بسته می‌شود. مثلا اولین قفل جایی زده می‌شود که او مدعی شده تصمیمات ورزش در جایی به جز وزارتخانه گرفته می‌شود. قفل دوم را خودش دوباره با کلمات جدید می‌بندد. جایی که مدعی می‌شود مردم آنقدر دروغ شنیده‌اند که دیگر باور نمی‌کنند انتخابات کمیته المپیک دموکراتیک بوده و این انتخابات از قبل مهندسی شده بود. قفل بعدی وقتی بسته می‌شود که از زبان او می‌شنویم دوره فعلی، بدترین دوره وزارت ورزش است!‌
    ***
    پلتیک محمد دادکان کمی قدیمی شده. او باز هم از همان روشی برای تصدی پست‌های ورزشی استفاده می‌کند که دقیقا یازده سال پیش با توسل بر آنها، مسند قدرت در فوتبال را به چنگ آورد. دادکان به‌عنوان جدی‌ترین منتقد فدراسیونی که صفایی فراهانی (قوی‌ترین رییس تمامی سه دهه اخیر فوتبال و ورزش ایران) ریاستش را برعهده داشت، پست مشاور رییس را از صفایی گرفت و خیلی پیشتر از آنچه تصور شود به اتاق خود رییس رسید و صندلی او را به دست آورد اما محمد دادکان که امروز مدعی می‌شود هرگز حاضر نیست با امضای هیچ مدیر سیاسی و دولتی کرسی ریاست و مدیریت را در دست بگیرد به ما بگوید که چه جریانی صفایی فراهانی را از فوتبال راند و چه قدرتی او را از اتاق مشاور رییس در طبقه اول ورزشگاه شهید کشوری به طبقه دوم و اتاق مدیرعامل رساند؟! آن جریانات همه ورزشی بود؟ اصلا رگه‌ای یا نشانه‌ای از ورزشی بودن را می‌توان در آن جابجایی‌ها دید؟
    ***
    محمد دادکان کلید قفل‌ها را در مصاحبه خودش به شکلی آشکار قرار داده. همان جمله طلایی‌اش. همانی که گفته من با امضای هیچ دولتی‌ای حاضر نیستم کاری را بر عهده بگیرم! محمد دادکان عزیز به ما بگوید حکم سرپرستی موقتش در فدراسیون فوتبال و گرفتن قدرت اولیه برای امور اجرایی فوتبال را چه کسی برایش امضا زد؟ رییس وقت سازمان تربیت بدنی... او جزو رجل ورزشی بود؟ آن روزها مردم کسی را که از سوی رییس سازمان تربیت بدنی (مترادف با وزیر کنونی ورزش) حکم می‌گرفت می‌پذیرفتند و امروز او را با چنین ورود و حضوری برنمی‌تابند؟ محمد دادکان وقتی دولت تغییر کرد هم همین دیدگاه‌ها را داشت یا امروز صاحب این نظریه‌های ایده‌آل شده است؟
    ***
    کلید دادکان همه قفل‌هایی که خود او در اذهان بسته را باز می‌کند. مثلا او مدعی می‌شود که انتخابات کمیته ملی المپیک مهندسی شده بود. دادکان در حال تزریق این تصویر است که هر انتخابی در ورزش، دستی دارد در پشت پرده اما او را با کلید خودش به گذشته‌ای ارجاع می‌دهیم که در همین نزدیکی است. به انتخاباتی که او برای ریاست فدراسیون فوتبال برگزار کرد و ناگهان در روز انتخابات به جز مرحوم فکری یکی یکی به سود دادکان کنار رفتند. مردانی مانند پهلوان که بعد در فدراسیون دادکان به دبیری رسیدند. آیا تشنجی که در طول برگزاری مراسم برپا شد را به یاد دارد؟! آن انتخابات هم سفارشی بود؟ آن انتخابات هم با مهندسی مهندس مهرعلیزاده اجرا شد؟ شاید فقط در روزهایی که خود دادکان در بدنه قدرت ورزش است ناگهان همه چیز منزه می‌شود!
    ***
    کلید را دادکان دست ما داده. ما قفل‌ها را با کمک خودش باز می‌کنیم. او چندی قبل در برنامه زنده تلویزیونی مدعی شد برای رسیدن به وزارت ورزش و کرسی وزارت با او صحبت شده بود اما رایزنی‌ها بی نتیجه ماند و در میانه راه همه چیز تمام شد. آن روزها اگر مذاکرات به نتیجه می‌رسید باز هم نظرات دادکان مبتنی بر همین ایده‌های ایده‌آل و رومانتیک کنونی بود؟ یا محمد دادکان باز مانند روزی که به فدراسیون صفایی رفت و حکم مشاوره گرفت در تغییر جهتی فوری و ناگهانی خود را همسو و موافق تفکرات بالادست می‌دید؟ محمد دادکان قفل زده اما کلید را هم داده. برای همین راحت می‌توان روزی را به یاد آورد که او به واسطه فشارهای سازمان وقت تربیت بدنی، همایون شاهرخی را عزل و برانکو را نصب کرد. محمد دادکان که امروز از همان پلتیک همیشگی‌اش برای بازگشت به قدرت استفاده می‌کند به یاد بیاورد که حکم حضورش در هیات مدیره پرسپولیس در همان سال‌های میانی دهه 80 را چه کسی زد! یکی از همان رجل سیاسی که به ورزش آمده بود!
    راستی دادکان با حکم چه کسی و چگونه همین چند ماه قبل مدیرکل تربیت‌بدنی دانشگاه آزاد شد؟ آیا در پس این پست هیچ مدیری از دولت نبود و او با رابطه به این صندلی نرسیده است؟!
    ***
    آدمی است دیگر... گاهی برای بازگشت به فوتبال از این حرف‌ها می‌زند!

     

    محمد دادکان-کمیته المپیک