• سهـم امیـد سوخـت - ۱۳۹۲/۱۲/۰۳
  •  

     

     
     
     
     
     

    سهـم امیـد سوخـت

    به بهانه یک هفته و اندی تعطیلی لیگ





    یونس پیام زاده


    از دیروز تا هفتم فروردین‌ ماه سال بعد، لیگ تعطیل می‌شود تا به فکر بخش ملی باشیم. حالا یا تیم ملی به اردو می‌رود یا آن طرف استقلال و سپاهان و تراکتورسازی و فولاد باید برای آسیا بجنگند. یک اردوی کوتاه مدت آماده‌سازی و بازی‌های ملی جفت و جور نشده برای تیم کارلوس کروش و برنامه‌های تمرینی تیم‌های حاضر در لیگ قهرمانان. مابقی تیم‌ها هم به استراحت می‌روند.
    اما از بازه یک ماه و یک هفته‌ای تعطیلات لیگ، می‌توانستیم بهره‌ای پنهانی هم ببریم. امروز نفت تهران با «علیرضا بیرانوند»چه کار می‌کند؟ امروز »محمدرضا خانزاده» و «مرتضی تبریزی» در ذوب آهن، «یعقوب کریمی» در سپاهان و »کاوه رضایی» در سایپا چرا باید بیش از یک ماه نه در کوران بازی باشند و نه تمرینی جدی؟ مسلما ذوب برای ماندن، سپاهان برای قهرمانی و سایپا برای اعاده حیثیت روزهای تعطیل لیگ را به بطالت نمی‌گذرانند اما باید از همین بازیکنان تیم‌های باشگاهی که به احتمال قوی جایی در لیست کارلوس کروش هم نخواهند داشت استفاده‌ای مجزا ببریم.
     
    امروز شاید خود علی منصوریان هم این سوال را از خودش می‌پرسد که چرا از نیمکت تیم امید کنار کشید؟ وقتی همه چیز در یک مقطع زمانی کوتاه (بسیار کوتاه) علیه منصوریان شکل گرفت، علی اولین و آخرین انتخابش را بستن چمدان و پیدا کردن خودسرانه راه خروج دید. دلیلش هم برای خودش منطقی بود. فدراسیون داشت برای تیمی که مربی‌اش را شش ماه قبل انتخاب کرده بود، با وینگادا مذاکره می‌کرد. منصوریان رفت و امروز در شرایطی که مذاکرات فدراسیون با نلو وینگادا به درهای بسته خورده باید از او پرسید که ماندن او مفیدتر بود یا رفتنش؟
    علی منصوریان یادآور شخصیت‌هایی است که یک بار در حمله به برج‌های جهانی به قاب چشم‌ جهانیان چسبید و یک بار دیگر نمونه ایرانی‌اش را در همین آتش سوزی خیابان جمهوری در تهران دیدیم. مردی، زنی، از ترس شعله‌های آتش، از ترس زنده زنده سوختن، خودش را از طبقات بالایی یک برج به پایین پرت می‌کند. علی منصوریان دقیقا وقتی رنگ شعله‌های آتش وینگادا را دید، هم برای حفظ شخصیتش نزد بازیکنان و هم برای حفظ غرورش در جامعه فوتبال خودش را از بالای ساختمان به پایین پرت کرد. حالا هم تیم امیدی که او ساخته بود متضرر شده هم فدراسیونی که امروز با منصوریان قرارداد می‌بندد و فردا به دنبال جانشینش می‌گردد.
    فقط تصور کنید امروز با تعطیل شدن یکماهه لیگ، یک هفته منصوریان بازیکنانش را دور خودش جمع می‌کرد. همین هفته نامه‌ای می‌نوشت خطاب به تمام باشگاه‌های لیگ برتر و لیگ یک، بازیکنانی که داشت و آنهایی را که دیده بود و کشف کرده بود و هنوز در اردوها کنار خود نداشت را برای یک هفته تا 10 روز دور خودش جمع می‌کرد. همین اواخر هفته دوباره تک تک بازیکنانی که به رده سنی تیمش برای انتخابی المپیک نزدیک بودند و در لیست کروش قرار نمی‌گرفتند را جمع می‌کرد و یک هفته، 10 روز بیشتر با آنها زندگی می‌کرد. چه ضرری داشت؟
     
    فدراسیون دوباره به خودش یک دریبل دوطرفه زده. دوباره به خودش بدن نشان داده و خودش را فریب داده و بعد هم دریبل داده و هم دریبل خورده. هم ذوق کرده که دریبل زده و هم از اینکه با مخ زمین خورده درد کشیده!
    فدراسیون فوتبال علی منصوریان را داشت، رفت سراغ وینگادا. افاضلی را روی نیمکت نشاند، رفت سراغ وینگادا. با وینگادا به توافق اولیه رسید، رفت سراغ دستیار ایرانی. وینگادا ناز کرد، رفت سراغ سرمربی ایرانی. وینگادا مصاحبه کرد که قراردادش را کروش تنظیم می‌کند، کلا به این فکر افتاد قید این دهان لق را بزند. حالا یک مشت اسم روی چند برگه کاغذ جلوی میز رییس فدراسیون فوتبال است. مربیانی که اکثرا ایرانی هستند! اگر قرار بود مربی بعدی تیم امید بومی باشد، خب چرا علی منصوریان را فراری دادیم؟ اگر قرار بود مربی ایرانی روی نیمکت تیم امید بنشیند چرا سراغ وینگادا رفتیم؟ اگر قرار بود منصوریان را به هر قیمتی فراری دهیم، چرا در تابستان او را انتخاب کردیم؟ بعد مگر منصوریان با تیمش فاجعه‌ای به بار آورده بود که برای جانشینش قبل از پایان قرارداد به فکر بیفتیم؟
    اینها معادلات بی‌جواب فدراسیون فوتبال است که شاید امروز از پیش کشیدن بحث وینگادا هم پشیمان شده باشد. وینگادایی که کروش بیش از هر کس میل به حضورش در ایران داشت و البته حضورش در ایران فقط در شرایطی مفید خواهد بود که خود کروش قراردادش را حداقل تا پایان جام ملت‌های آسیا تمدید کند وگرنه هماهنگ بودن مربی کنونی تیم امید با مربی پیشین تیم ملی (مثلا در سال 94) چه سودی برای ما دارد؟
     
    یک ماه و اندی تعطیلی لیگ و بی‌نصیب ماندن تیم امید از یک اردوی کاملا ساده. شاید برای همان ذوب آهنی که مربی‌اش را هم برای ماندن تغییر داده، حضور یک هفته‌ای دو بازیکنش در اردوی تیم امید نه آزاردهنده باشد و نه مخل تمرینات. شاید حتی از اینکه دو بازیکنش بفهمند هنوز در تیررس نگاه فوتبال ملی ایران هستند لذت ببرند. شاید برای پرسپولیس و نفت تهران و سایپا، یک هفته دل کندن از یکی دو ستاره جوان تیمشان در این فرصت زمانی خوشایندتر باشد تا وقتی که درست در کوران لیگ هستند و بر سر بازیکنان خود می‌جنگند.
    هنوز هم دیر نیست. می‌توان همین تیم را با افاضلی یا اکبر محمدی (که از ذوب بیرون آمده) جمع کرد. هرچند فکر مربی اصلی بالای سر آن تیم نخواهد بود اما لااقل داشتن کاچی است برابر هیچ!‌
     

     
    تعطیلی لیگ -تیم ملی - استقلال - سپاهان - تراکتورسازی - فولاد-کارلوس کروش -جام باشگاه های آسیا