• لیگ برتر، مقصر برتر! - ۱۳۹۳/۰۱/۳۱
  •  

     

     

     

    لیگ برتر، مقصر برتر!


    فرشاد کاس نژاد
    کارلوس کروش از مدت‌ها پیش تکلیف خود را روشن کرده بود، از آن روز که در پاسخ به انتقادات درباره تعطیلی‌های بی‌موقع لیگ برتر گفت: «برای من از قوانین فیفا حرف نزنید، خودم در تدوینش نقش داشته‌ام.» او خارج از عرف و قوانین بین‌المللی از باشگاه‌ها توقع داشته و این توقعش بی پایان است. فدراسیون فوتبال اما هرگز نمی‌توانست این توقع کروش را برآورده کند، راهی نبود و فدراسیون هم راهی نیافت. چگونه ممکن بود باشگاهی که در لیگ قهرمانان آسیا شانس صعود دارد را از موثرترین بازیکنانش محروم کنند؟ کروش اگرچه از منافع ملی حرف می‌زند، شادی مردم پس از صعود به جام جهانی را مثال می‌زند و با این حرفها و مثال‌ها می‌خواهد تیم ملی را صاحب حق بداند اما باشگاه‌ها منطقی در حرف‌های کروش نمی‌یابند. زاویه‌های نگاه به این موضوع زاویه‌های مشترکی نیست.
    کارلوس کروش هرگز نخواسته رابطه‌ای منطقی با باشگاه‌ها داشته باشد، همیشه راه خودش را رفته و این لجبازی‌های اخیر غیر قابل پیش بینی نبود، لجبازی‌هایی که کروش را بی توجه به قوانین نشان می‌دهد. کروش بی تردید چاره دیگری هم ندارد، او مانده و تیمی که از لیگ برتر ایران بیرون آمده و بازیکنانش برای بازی در جام جهانی ساخته نشده‌اند. بازیکنی که 5-6 کیلومتر می‌دود را چگونه می‌توان رودررو با آرژانتین به میدان فرستاد؟
    کروش خیال می‌کند و لابد برای این خیالش برنامه دارد که در اردوها از این بازیکنان، بازیکنان دیگری می‌سازد. این خیال البته خیال خامی نیست، چون در سر کروش است اما برای این خیال کروش، چگونه می‌توان برنامه‌ای نوشت. کروش باید می‌دانست که توقعش بی جاست و باشگاه‌ها این توقع را برنمی‌تابند. او اما با این توقع روزها را گذراند و حالا غیبت بازیکنان در اردوی تیم ملی برایش عجیب می‌نماید. لجبازی‌ها همین جاست که عجیب است. او حالا بازیکنان سپاهان را خط می‌زند، باعث می‌شود که رحمان احمدی به باشگاهش پشت کند و این رو کردن به تیم ملی که با پشت کردن به باشگاه همراه باشد، اتفاق خوبی نیست. رویکرد کروش این عواقب را نیز می‌توانست داشته باشد، اگرچه رحمان احمدی برای این قهر تصمیم قبلی داشت و منتظر یک بهانه بود.
    حالا فوتبال ایران مانده و این لجبازی‌ها و بی‌نظمی‌ها، تیم ملی مانده و بازیکنانی که در آستانه جام جهانی هنوز همان بازیکنان ناآماده-به تعبیر درست کروش- هستند، باشگاه‌ها مانده‌اند و این توقعات بی پایان کروش، از فدراسیون هم که جز لبخندی به همه این اتفاقات کار دیگری بر نمی‌آید. فوتبالی که خروجی لیگش برای جام جهانی مناسب نیست اما به جام جهانی راه یافته به همین روز دچار می‌شود. این را کروش باید بهتر از هر کسی می‌دانست، او که در تدوین قوانین فیفا هم نقش دارد!
    بحران برای تیم ملی ایران در جام جهانی آغاز شده است، بحران آماده‌سازی در فوتبالی که زیرساخت‌های فنی برای جام جهانی ندارد و سرمربی تیم ملی‌اش تصور می‌کند در اردوهای بلند مدت باید معجزه کند. معجزه‌ای شاید در کار نباشد اما کروش بی تردید در فرصت بیشتر اثر بیشتری بر تیمش خواهد گذاشت. این اما ممکن نشده و این همان یادآوری به فوتبال ایران است که محصولات لیگش برای بازی در جام جهانی تولید نشده‌اند. فوتبال ایران این روزها به دلیل بحران‌های فنی خود اسیر یک جدل بین کارلوس کروش و باشگاه‌ها شده. این بحران فنی همان چیزی است که لیگ ما به ارمغان می‌آورد، همان چه شاید در جام جهانی نمایش کامل تری را از خود نشان مان دهد! لیگ برتر، مقصر برتر!

     

    قوانین فیفا -کارلوس کروش-لیگ برتر-لیگ قهرمانان آسیا-فوتبال ایران